قومی که گذشته خود را نشناسد مانند شخصی است که از گذشته خویش اطلاعی نداشته باشد. (برگرفته از کتاب «خداوند الموت»، گفتگوی حسن صباح با جانشینش بزرگ امید)

پنج شنبه ۱۳۸۹/۴/۲۴

این بار مسافران تور ماهنامه‏ی نجوم گرد هم آمده‌اند تا مسیر جاده‌ای پرپیچ و خم را به قصد رسیدن به منطقهٔ الموت که به رودبارالموت نیز شهرت دارد پی بگیرند. سفری که هدفش علاوه بر رصد اجرام آسمانی، بازدید از قلعه‌ای است که به تاریخ بیش از هشتصد سال پیش ایران باز می‌گردد و در دوره‏ی سلجوقیان به تصرف آریانژادی سیاه چشم، به نام حسن صباح درمی آید۱. ایرانی تباری که در آن دوره قیام می‌کند و با پیروان زیادی که تحت تاثیر او به فرقهٔ اسماعیلیه روی آورده‌اند، به پشتوانه‏ی نیروی شمشیر، به ترویج زبان فارسی در نوشتن و تکلم می‌پردازد. در نقشه‏ی راه‌های ایران، این قلعه بعد از طی مسافت هشتاد و شش کیلومتری از شهر قزوین و عبور از منطقه‌های رزجرد، قسطین لار، رجایی دشت و روستای معلم کلایه، در سلسله جبال البرز و شمال شرقی روستای گازرخان، با ارتفاع دو هزار و صد متری از سطح دریا قرار گرفته است. حرکت ما از مبدا همیشگی، خیابان بلوچستان، در ساعت یک و نیم بعدازظهر، با دو وسیله‏ی نقلیه، یکی میدل باس سبز رنگ و دیگری مینی بوس سفیدرنگ با همراهی خانم پریا آقایی مسئول تور و آقای احمد کریمی کار‌شناس تور آغاز می‌شود. در ابتدا آقای کریمی به بیان مشخصات جغرافیایی و طبیعت منطقه و اهداف سفر می‌پردازد. طبق گفتهٔ ایشان شب را در روستای گازرخان که از توابع استان قزوین به شمار می‌آید در خانه‏ی معلم اتراق می‌کنیم و محل رصد، محوطه‏ی پشت خانه‏ی معلم خواهد بود که امید است با کم شدن غبار هوا بتوانیم به یادگیری صور فلکی و رصد اجرام عمیق آسمان بپردازیم. سپس با همکاری آقای پاشا مجیدی یکی از هم سفران دائمی تور ماهنامه، دوستان به معرفی خود می‌پردازند و بعد طول اتوبان تهران قزوین را بی‌آنکه از نظر بگذرانیم با بازی‌های دسته جمعی به انت‌ها می‌رسانیم. در ساعت پنج بعدازظهر، پس از عبور از روستای معلم کلایه پوشش گیاهی اطراف جاده تغییر می‌کند. عبور از درختان انبوه گیلاس و گردو، هم زمان با پرواز آهستهٔ جفتی از کلاغان ابلق در آسمان، روستای گازرخان را با ردیف سپیدارهای رقصانش که از دور به طره‏ی کوه‌ها ماننده است از حجاب سبزش به بیرون می‌آورد. اطراف جاده‏ی مارپیچ الموت را ناهمواری‌های وسیعی پر کرده است. نرسیده به مقصد نهایی در ابتدای پلی که مسیر جاده را به هم ربط می‌دهد، توقف می‌کنیم.، همگی به روی پل می‌رویم و از پشت نرده‌های سفید و سبز نگاه‌مان به ژرفای دره‌ای عمیق فرو می‌رود. دره‌ای کم عرض به عمق هفتاد و پنج متر که بر اثر مخروط افکنه پدید آمده است؛ همراه با آب باریکه‌ای که از میان آن رد می‌شود. پس از عکاسی از این منطقه‏ی زیبا و شگفت انگیز، و حرکت دوباره به سمت مقصد، در تاریکی آسمان الموت حدود ساعت هشت شب به خانه‏ی معلم می‌رسیم. بعد از صرف شام، ساعت یازده برای رصد به محوطهٔ پشت خانه می‌رویم و در طول برنامه آقای کریمی صور فلکی از جمله دب اکبر، دب اصغر، شلیاق، دجاجه یا صلیب شمالی و عقاب را در آسمان نشانمان می‌دهد. هم چنین به توضیح نحوهٔ مشخص کردن حد قدر منطقه می‌پردازد. سپس رصد اجرام آسمانی ما با تلسکوپ از سحابی دمبل، سحابی حلقه‌ای، کهکشان آندرومدا، M۱۱ و خوشهٔ ستاره‌ای در صورت فلکی جاثی به بهترین نحو انجام می‌شود.